کسی جایی به فارسی معرفی کرده ماتریس یا XMPP رو برای افراد ناآشنا؟ اگر نه که شروع کنم یه‌دونه بنویسم.

واتسپ مثل قبرستون شده. اون چند نفری که زنده مونده بودن رو هم آوردم XMPP فعلاً، البته تلگرام هم گزینهٔ خوبیه.

به نظرم اگر می‌خوان net neutrality کاملاً درست رعایت شه کلاً اینترنت رو قطع کنن.

یه اجرا یافتم از شهناز، شجریان، موسوی، پازوکی و ساغری، اون هم توی چه مایه‌ای: دشتی! توی یوتیوب می‌یابیدش. فقط کاش اون ضربی سنتور اولش بیشتر ادامه داشت.

Watched "George Carlin's American Dream" today, thanks to the only seeder; Absolutely one of my recommendations. Maybe it's just me, but his career transformation from a vulgar showman to the godlike philosopher/comedian moved me.

Shower thought: Isn't XMPP just more decentralized than e-mail?

نمی‌دونم ناپسند هست یا نه؛ پس احتمالاً بهتره اخطار بذارم. 

ریاضت‌کش به بادامی بسازد. – باباطاهر خطاب به دوست‌دخترش

به مناسبت درگذشت شهریار سخن، این مناظرهٔ شعری‌ش با سایه رو بخونید و لذت ببرید.

اینجوریم که ماهی یک بار فیلم می‌بینم؛‌ ولی تا ماه آینده‌ش اون فیلم رو مدح می‌کنم. اینقدر هم مسحور و شیفتهٔ اون فیلمه می‌شم که دلم نمی‌خواد به کسی معرفیش کنم. دوست دارم مال خودم باشه.

«ای اشک! هرچه ریزمت از دیده زیر پای
بینم که باز بر سر مژگان نشسته‌ای»

گفت: «هرچیزی را زکاتی است و زکاتِ عقل، اندوهِ طویل است». و از آن جاست که کانَ رسول الله، صلی الله علی و آله و سلّم، متواصِلُ الاحزان [گفت]: «چنان که عجب بوَد که در بهشت گریند، عجبتر آن بوَد که کسی در دنیا خندد».

فکر کردن به اینکه رفقای ابوالحسن صبا «ابولی» صداش می‌کردن لرزه بر اندامم می‌اندازه.

کانون پرورش فکری اون موقع به ۳-۴ تا وزارت‌خونهٔ الآن می‌ارزه.

ببینید چی یافتم! forkanoon.com.

لطفی وارد بهشت می‌شه. خدا بهش می‌گه: «می‌خوام نوازندهٔ تار کنسرت‌هام باشی». لطفی می‌گه: «نظر لطفتونه؛ ولی پس شهناز چی می‌شه خدا؟» خدا پاسخ می‌ده: «من خودم شهنازم». (برگرفته از میمی به‌زبان انگلیسی در کانال تلگرام سارنگ)

چندتا آواز خصوصی یافتم از بنان و ... با کمک آرشیو سارنگ؛ ولی گویا به‌جز تلگرام جای دیگه‌ای نیستن. با توجه به اینکه ضبط‌هاشون برمی‌گرده به ۵۰ (و بیشتر) سال پیش، می‌خوام یک جایی برای عموم بارگذاریشون کنم. نظر خودم archive.org هست؛ پیشنهاد دیگه‌ای دارید؟

شرویز پاپور یه کاریکلماتور داره که «در قفس به روی همهٔ پرندگان باز است». خیلی من رو یاد اون کسایی می‌اندازه که می‌گن: «تو حق نداری مردم رو مجبور به استفاده از نرم‌افزار آزاد کنی!» آره خب؛ آزادن که آزاد نباشن.

نمود عملی «دیگران کاشتند و ما خوردیم / ما بکاریم و دیگران بخورند»؟ Seeding در تورنت.

من بیAUR زیستن نتوانم.

Show older
I'm in Space

A generalist Mastodon instance with a nice domain name. Running on Glitch Social's fork with a custom theme!